کد خبر: ۲۶۳۱۰۸
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۴۰۲ - ۲۲:۲۱
یک شهید، یک خاطره

 ایمانِ قلبی 

 
 
 
مریم  عرفانیان
تابستان بود و براتعلی روزه داشت. پسرم در گرمای طاقت‌فرسای آفتاب همراه تعدادی از دوستانش که روزه نداشتند مشغول جمع‌آوری گندم بودند. آنها با اینکه می‌دانستند ایمانِ براتعلی قوی است؛ ولی می‌خواستند او را امتحان کنند تا ببینند روزه‌اش را باز می‌کند یا نه!
برای همین به بهانة کار، پسرم را بیشتر در تابش آفتاب نگه داشتند؛ اما او با استقامتی که داشت تا اذان مغرب روزه‌اش را باز نکرد! حتی بعد از اذان هم اول نماز مغرب و عشا را خواند و سپس افطار کرد.
براتعلی باوجود خستگی بسیار تا نیمه‌شب به دعا و نیایش مشغول شد. برای خودم یقین بود که ایمانِ قلبی فرزندم قوی است و با این کار به دوستانش هم اثبات شد.
بر اساس خاطره‌ای از شهید براتعلی اکبرزاده
راوی: عبدالله اکبرزاده، پدر شهید